مهدى عبداللهى

225

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

اميرالمؤمنين فرمود : اگر مىخواهى برو . اشعث پيش معاويه رفت وگفت : اى معاويه براى چه اين قرآن‌ها را بالاى نيزه‌ها برديد ؟ معاويه گفت : براى اين كه ما و شما به حكم قرآن مراجعه كنيم . يك نفر كه مورد رضايت شمااست بفرستيد . ما هم يك نفر مىفرستيم و از آنها تعهّد مىگيريم كه به حكم قرآن عمل كنند و از آن تجاوز ننمايند . سپس هر چه آن دو بر آن اتّفاق كردند پيروى مىكنيم . اشعث گفت : اين مطلب حقّى است و پيش اميرالمؤمنين برگشت وماجرا را گفت . شاميان گفتند ما به عمروعاص رضايت داريم و او را انتخاب مىكنيم . اشعث بن قيس و گروهى از قاريان كه بعداً جزو خوارج شدند ، گفتند ما هم به ابوموسى اشعرى « 1 » رضايت داريم و او را انتخاب مىكنيم . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : من به ابوموسى رضايت ندارم و

--> ( 1 ) - ابوموسى اشعرى / عبداللّه بن قيس : از جانب عمر و عثمان حاكم بصره‌بود و از سوى اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت كوفه منصوب شد . او در جريان جنگ جمل مردم كوفه را از يارى على عليه السلام باز مىداشت ، از اين رو حضرت او را بر كنار كرد . در جريان حكميّت فريب عمر و عاص را خورد و حكميت به نتيجه نرسيد . الكنى و الألقاب : 1 / 155 . .